مرتضى مطهرى

32

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

عرفان عملى و بالاخص آنجا كه جنبهء فرقه‌اى پيدا مىكند ، بدعتها و انحرافات زيادى مىتوان يافت كه با كتاب اللَّه و با سنت معتبر وفق نمىدهد . ولى عرفا مانند ساير طبقات فرهنگى اسلامى و مانند غالب فرق اسلامى نسبت به اسلام نهايت خلوص نيت را داشته‌اند و هرگز نمىخواسته‌اند بر ضد اسلام مطلبى گفته و آورده باشند . ممكن است اشتباهاتى داشته باشند همچنان كه ساير طبقات فرهنگى مثلًا متكلمين ، فلاسفه ، مفسرين ، فقها ، اشتباهاتى داشته‌اند ، ولى هرگز سوء نيتى نسبت به اسلام در كار نبوده است . مسئلهء ضديت عرفا با اسلام از طرف افرادى طرح شده كه غرض خاص داشته‌اند يا با عرفان و يا با اسلام . اگر كسى بىطرفانه و بىغرضانه كتب عرفا را مطالعه كند ، به شرط آنكه با زبان و اصطلاحات آنها آشنا باشد ، اشتباهات زيادى ممكن است بيابد ولى ترديد هم نخواهد كرد كه آنها نسبت به اسلام صميميت و خلوص كامل داشته‌اند . ما نظر سوم را ترجيح مىدهيم و معتقديم عرفا سوء نيت نداشته‌اند . در عين حال لازم است افراد متخصص و وارد در عرفان و در معارف عميق اسلامى ، بى طرفانه دربارهء مسائل عرفانى و انطباق آنها با اسلام بحث و تحقيق نمايند شريعت ، طريقت ، حقيقت يكى از موارد اختلاف مهم ميان عرفا و غير عرفا خصوصاً فقها ، نظريهء خاص عرفا دربارهء شريعت و طريقت و حقيقت است . عرفا و فقها متفق القول‌اند كه شريعت يعنى مقررات و احكام اسلامى مبنى بر يك سلسله حقايق و مصالح است . فقها معمولًا اين مصالح را به امورى تفسير مىكنند كه انسان را به سعادت يعنى حد اعلاى ممكن استفاده از مواهب مادى و معنوى مىرساند . ولى عرفا معتقدند كه همهء راهها به خدا منتهى مىشود و همهء مصالح و حقايق از نوع شرايط و امكانات و وسايل و موجباتى است كه انسان را به سوى خدا سوق مىدهد . فقها همين قدر مىگويند : در زير پردهء شريعت ( احكام و مقررات ) يك سلسله مصالح نهفته است و آن مصالح به منزلهء علل و روح شريعت به شمار مىروند ؛ تنها وسيلهء نيل به آن مصالح ، عمل به شريعت است . اما عرفا معتقدند كه مصالح و